صفحات رو پاره پاره دادی باد
چی بگم هیچی ندارم که بگم
حرمت اون روزا رو دادی به باد
یه بهاری که تو دلم جا مونده بود
جاشو داد به یک خزان سوت و کور
من و تو تو کوچه های خاطره
گم شدیم دلامونو دادیم به باد
می خوام اینبار دلمو خالی کنم
تا بشم همون همیشه باخدا
پ.ن:دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
