تبليغاتX
جرم ستاره
حدودا ۱ هفته پیش فیلم "زندگی یا چیزی شبیه ان" رو دیدم .موضوع در مورد یه خبرنگار ( بازیگر :انجلینا جولی ) موفق بود که واسه رسیدن به هدفش خیلی تلاش کرده بود و به تمام اهدافی که داشت رسیده بود ولی ماجرای اصلی اینجاست این خانوم خبرنگار یه روز واسه تهیه گزارش پیش یه پیشگو میره و از اون در مورد نتیجه ی مسابقه فوتبال میپرسه و اون فرد یه پیشگویی کاملا درست در مورد نتیجه ی بازی میکنه اون حتی پیشگویی درستی درباره ی تگرگ و زلزله توی شهر میکنه ولی این پیشگو به خبرنگار حرفی رو میزنه که هیچ کسی دوست نداره اونو بشنوه و اون اینه که انجل تا اخر هفته ی دیگه خواهد مرد !!!!!

 شاید سخت باشه ولی واسه کسی که به تمام ارزوهای زندگیش رسیده و از هر لحاظ یه زندگی کامل داره و همه حسرت اون رو میخورن چرا خداحافظی از زندگی مشکله حتی یه هفته هم وقت خوبی تااز اخرین لحظات زندگیش لذت ببره ولی......

ولی اون در تمام این هفته از خودش این سوال رو میپرسه که ایا از زندگیش راضی بوده یا نه و با اینکه تمام زتدگیش وقف تلاش برای رسیدن به اهداف شده ایا خوشبخت هست یا نه ؟؟؟؟؟؟؟

دیگه مقدمه بسه بذارید یه کم از خودم بگم من همیشه ارزو داشتم که ۱۸ سالم باشه همیشه فکر میکردم تو این سن یه ادمه دیگه ام و شاید به همه اهدافی که می خوام برسم ولی الان ۱۸ سالمه و  به این نتیجه رسیدم که تا حالا هیچ کاری به جز درس خوندن نکردم هیچ کاری. و اگه قرار باشه تا هفته ی دیگه  هم بمیرم هیچ کاری واسه خودم نکردم تا احساس خوشبختی کنم این فیلم کاملا من رو تحت تاثیر قرار داده  چند لحظه پیش هم  با سمانه حرف میزدم تا اون رو قانع کنم که زندگی فقط یه فرصته که اگه از دست بره دیگه رفته ولی اون میگه ادم درس میخونه تا به ارزوهاش برسه ولی زندگی درس نیست زندگی زندگیه و ادم باید هر کاری کنه که از اون لذت ببره

 من نمیدونم چند نفر مثل من هستن ولی الان از شما مهمان جرم ستاره میخوام که حتما تو قسمت نظرات بنویسید که اگه بفهمید واسه یه مدت کوتاه زنده خواهید ماند چه کار میکنید ؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:58  توسط یاسی  | 

ماه دیگه نمیخواد تو قاب پنجره ی ما بیاد . بارون میاد و نمی خواد شیشه ی پنجره ی ما رو خیس کنه . ماهی های توی حوض خونه ی ما دیگه هیچ وقت غذا از ما نمی خوان .دیگه یه کبوتر هم نمی خواد اینجا یه لونه بسازه . بهار میاد و نمیاد مهمونی گلهای ما ......

دیگه فردا واسمون معنی نداره همه از تبار دیروزن و امروزم همون حقه ی دیروز . کی می دونه که چرا اطلسی خونه ی ما در نمیاد ؟ کی می دونه که چه قدر میگذره از زمان سهرا ب که گفت :(زندگی رسم خوشایندیست. ) ؟ شاید اون روز که اون نماز میخوند کنار مهتاب بی خبر از ما بود !؟ نمی دونم    نمیدونم.....

دیگه اینجا همه چیز عادی شده

ما و تنهایی و تنهایی و ما ، یه عالمه غم و خستگی از عالم و غم ،یه بغل دلتنگی و یه دنیا وقت واسه گریه نمیدونم ...

شاید واسه اینه که ما ....

تقدیم به کسی که با رفتنش غم بزرگی رو جایگزین خودش توی خونه واسه مادر و خواهرش کرد

 امیرحسین جونم مطمئنم جشن دوازده سالگیتو اینبار خیلی قشنگتر پیش خدا میگیری. (دوست دارم)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:3  توسط یاسی  | 

ای کس که به دنبال کسی می گردی نرو که دنیا نمی تواند یار عشق تو را بر دوش کشد

ای کس که نشان یار از ستاره می پرسی ستاره ادرس خانه ی عشق را به کسی نخواهد داد شاید جرم ستاره همین باشد ولی ستاره نیز روزی خواهد مرد و همه ی عاشقان برای رسیدن ان روز لحظه شماری می کنند

برو ای کس چه کسی گفته است زندگی زیباست زندگی معجون درد و بی کسی است

برو ای کس که سهراب نیز خانه ی دوست را پیدا نکرد

                       

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:10  توسط یاسی  | 

وقتی پنج سالم بود بهم گفتن تو دنیا چیزی جز خوبی وجود نداره من هم از بچگی گول خوردم و فکر می کردم تو  فرهنگ لغت قلب همه ی مردم فقط خوبی و صفا ومحبت معنی داره ولی:

حالا که بزرگ شدم می فهمم که همه تصویری قشنگ و پر نقش نگار رو از جهان واسم کشیدن و جهان رو پشت اون قایم کردن وقتی از کنار این نقاشی رد شدم .

دیدم اون کسایی که بهم تو بچگی می گفتن دنیا قشنگه حالا حاضرن واسه رسیدن به خوشبختی ظاهری پا رو قلب مردم بذارن اینجا حتی واسه خوبی کردن هم قیمت گذاشتن .فرشته و خوبی و پاکی رو تو کتابا نوشتن تا قشنگ بشن وگرنه این شیطانه که محبوب همه ی ادمهاست حالا:

من تو اوج صداقت فریاد میزنم خدا راهی هم واسه برگشتن به اون طرف تابلو هست؟  

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:30  توسط یاسی  | 

چقدر انتظار عروسک زیباست عروسک هفته هاست که منتظر است که او بیاید که زنگ بزند کسی که بدون او دنیا برای عروسک شعبه ی دوم جهنم خواهد بود .

ثانیه ها می گذرند و تا ابد می میرند ولی عروسک را می بینی که همچنان منتظر است منتظر اوست که بیاید و باز هم مثل  همیشه به او بگوید که "دوستت دارم".

عروسک همچنان عاشق است این را از نگاهش خواهی فهمید مگر می شود عاشق نباشی و منتظر کسی بمانی که دیگر وجود ندارد اری عروسک همه را میداند ولی همچنان منتظر است

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:14  توسط یاسی  | 

خدای زمینی

مادر چرا این کلمه معنی ندارد ؟من معنی این کلمه را ازپدر پرسیدم پدر گریست پس ایا مادر همان گریه است همان درد است ؟ولی با خود گفتم پس چرا غنچه مادرش را به اندازه همه ی گلبرگ هایش دوست دارد؟من به غنچه ی توی باغچه حسودیم میشود و هر روز ارزو میکنم مادر غنچه بمیرد من هرشب وقتی ناهید را کنار مادرش ماه میبینم گریه میکنم و از این لحظه ها به خدا خواهم گفت در همان دادگاهی که قولش را داده و از تو شکایت خواهم کرد مادرم.

گفته بودند مادر همان خداست در کالبدی فانی پس چرا خدای زمینی ام مرا ترک کردی در کتاب ها خواندم اغوش مادر همان بهشت است پس چرا مادر مرا به بهشتت راه ندادی ؟

هرروز خود را ملامت میکنم و از خود میپرسم چرا اغاز من پایان تو بود؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:25  توسط یاسی  | 

عشق ابدیست

و خدا راز زمین را اینگونه بر ملا کرد

هرگاه فردی عاشق شود بهار می اید و تو به این بهاری که می اید و به درختان لباس سبز می پوشاند اعتماد نکن که در اینجا بهار نیست بهار .

و   برف می اید و زمین را سفید پوش می کند ولی می شنوی که  فرشته ها بهار را جشن میگیرند اخر بهار با عشق تازه می روید.

و وقتی عشقی میمیرد وقتی که عاشقان به ناچار چشم خود را به روی دیگری می بندند برگی می میرد و همگان در این توهم اند که علت مرگ برگها همان پاییز است پاییز بیچاره اگر میدانست اسم خود را از تقویم ها خط میزد

برگها می میرند ابرها در سوگ برگها می گریند و چهره ی داوودی با عزاداری ابرها معصوم تر میشود

خلاصه بگویم که عزاداری طبیعت برای عشق مرده مثال زدنی است ولی طبیعت برای عزاداری سپیدپوش است اخر :

(هر عشقی که میمیرد به ابدیت میرسد ) 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:53  توسط یاسی  | 

بگو کسی اینجا نیاید اینجا دیگر جایی برای ماندن نیست

بگو اینجا شقایق نروید اینجا قتلگاه احساس است

بگو باران نبارد اینجا آب سوزانده خواهد شد

بگو بلبل نخواند اینجا آواز به دار آویخته خواهد شد

بگو صبا نیاید که پاییز حسود تمام برگهای رقصان را بر زمین خواهد انداخت

بگو کسی عاشق نشود اینجا جلاد عاشقان خواهد بود

فقط ای پروانه ی سوخته دل نشان اینجا را به صاحبدلان مده که اینجا گورستان پاکان است

فقط ای بهترین مژده به قابلیان ده که زمین جایگاه نامردان است

من نیز می روم دنیا وفایم نکرد...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:53  توسط یاسی  |