تبليغاتX
جرم ستاره
مرا نجات بده...

آسمان ستاره باران است و من بی ستاره ام...

این جرم منست یا جرم ستاره؟...یا جرم آدمیان...؟

من که لبیک عشقت را گفتم...هر روز اشهد عشقت را هم زمزمه میکنم...

وای بر من...من چه کردم که لایق عشق تو نیستم...

صدها بار صدایت زدم و با صدا زدنت آرام شدم...

با دیدارت چه حالی پیدا خواهم کرد...

ای امید فردای روشن...

حباب زندگی مرا رها نمیسازد...

مرا نجات بده...

و باز هم سکوت در جواب من...

ای رویای همیشه ی قلب شکسته ی من...

میخواهم امید دیدارت در آسمان خاطره ام طلوع کند...

آیا من لایق نیستم؟... میدانم لایق تو بودن مشکل است اما آیا ممکن نیست؟

به سادگی حضورت را حس میکنم...

در لحظه لحظه های تیک تاک ساعت زندگیم...

اما نمیدانم چرا باز هم سکوت در جواب من...

ای طلوع همه ی آفتاب های پاینده...

آسایش حضورت مرا به آمدنت نوید میدهد...                                                 

مهربانی کن و مرا لایق انتظار کشیدن بدان...

ای مظهر عدالت منتظرت میمانم...


یازده پله زمین رفت به سوی ملکوت    یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

نیمه ی شعبان بر همه ی مسلمانان تهنیت باد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:39  توسط   | 

باز ای ستاره ی امید غمناکتر از همیشه ام...امید را برایم بنواز و از دیارش با من سخن بگو...

تک ستاره در نگاهم      هر چه گویی من پذیرم!                                                 

باز هم سکوت سکوت و سکوت...جوابم را نمیدهی و تنها در مقر همیشگی با منطق خودت من شکسته دل را آزرده میسازی...

قبلش اینطوری فکر میکردم الانم همینطوری فکر میکنم...اما از بعد منطقی قضیه...آره تو راست میگی با حرفات منو ضربه فنی کردی تسلیم شدم ...

من تصمیم خودمو گرفتم میخوام امسال فقط به فکر کنکور باشم...یه سال درس بخونم تا به هدفم برسم...اگه خدا بخواد میتونی سال دیگه دنبال اسم من تو ده نفر برتر کنکور انسانی بگردی...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:26  توسط   | 

سلام نمیدونم شعر محکمه الهی رو شنیدید یا نه...شاعرش آقای خلیل جوادیه...

حتما دانلودش کنید...گوش دادنش خالی از لطف نیست...حتما خوشتون میاد...

اینم لینک صوتیش:

http://saeid.zebardast.googlepages.com/dar_mahkameh_elahi.wma

روی ادامه مطلب کلیک کنید تا متنشو بخونید...


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:7  توسط   | 

جام من خاليست... مستي از شراب عشق... راست است مستي و راستي...

تو به من گفتي طلوع عشق را...

ساعتي مانده به صبح...                   به طلوعش سوگند!

من تو را هرگز نمي بخشم...               صحنه را خالي مکن...

بد سرانجام است؟                                  عشق را باور کن...

هرچه پيش آيد خوش آيد... اين نواي دل توست...

من تو را مي فهمم... و تو خود را هرگز...

مهرباني کن ... دلم تنگ است...

لحظه ها از پي هم ميگذرند... و تو در پيچ و خم تنهايي...

عشق را باور کن...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:44  توسط   |